محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
526
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
ديوار چوبين دارد وروشن است . در پائين رباط در جائى همانند دندانقان است . در ميان آنجا مسجد ومنارهاى از آن أصحاب حديت « 1 » هست وديگر مسجدها از آن پيروان أبو حنيفة است . آمل : قصبهء طبرستان ، شهري نامبردار است . پارچههائى در زيبائى شگفتانگيز ، ووسايل رفاهى ويژه وبيمارستانى [ آباد ] با دو جامع دارد كه هر يك رواقى دارد ، جامع عتيق نهرى ودرختهائى دارد ودر كنار بازار است . جامع ديگر نيز نزديك آنست . نهرى ديگر نيز دارند كه آسياهاى كوچك را مىگرداند [ بازرگانىاش خوب است ] از خوشى آب وهوا كه مپرس ! [ چشمان زيبا ] كمرها باريك ديدهها دوربين . سير عطر ايشان ، برنج آرد ايشان است ، نهرها چون أشك
--> ( 1 ) مىگويد : در اين روستا يك مسجد از آن « أصحاب حديث » وباقي مسجدها در دست « أصحاب رأى » حنفي بوده ، در صفحهء پيشين نيز ديديم كه در گرگان تا روزگار مؤلف تشيع افراطى يعنى انديشههاى گنوسيزم محلى توام با مبارزهء سياسي عليه خلفا ، هنوز همگانى بوده است . « أصحاب حديث » طرفداران توحيد عددي : ايدهئولژى آباء اجدادى مردم ساكن در غرب فرات تا درياى مديترانه بودهاند كه پيش از يورش عرب هم تا سواحل درياى خزر رسيده بود . « أصحاب رأى » ايرانيانى بودند كه مسلمانى را با حفظ ته ماندههاى توحيد اشراقي ، ايدهئولژى آبا اجدادى خود ، مردم ساكن ميان دو رود دجله وسند ، پذيرفته بودند . « أصحاب حديث » « أصحاب رأى » را ناسنى ، بدعت گزار ، طرفدار علوم أوايل مىخواند . چهار قرن هفتم تا دهم دوران آميزش انديشهها مىبود ، توحيد اشراقي هند وإيراني تا سواحل مديترانه رسيد وتوحيد عددي غرب تا سواحل خزر رسيده بود وگنوسيزم يك پارچه عهد علويان طبرستان گسسته شده بود وگنوسيرم در پوستهء حنفي مقابل أصحاب حديث ايستادگى مىنمود .